


عیــد بـزرگ مبعـث خجسـته بــاد 
آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود
محمد غرق در اندیشه بود
که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان!
بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ،آدمی را از لخته خونی آفرید
بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است
همو که با قلم آموخت
و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . .
عید مبعث مبارک باد

روز مبعث،
روز میلاد ارزش هاست؛ ارزش هایی که زنده به گور می شد
و اصالت هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می رفت.
در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن
در دشت تفتیده دل ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید.
لبخند بر لب ها نشست دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد.
شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود.
نوع دوستی بنیاد یافت و کینه توزی جان باخت.
از چشمه چشم ها مهر جوشید و در دریای سینه ها عشق خروشید.
زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد.
روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان
روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید
بر همه جهانیان مبارک باد.

از بلور ماه، لبخند مهر می تراوید. غار حرا تجلّی گاه نور بود.
جبرئیل امین، گل واژه های وحی را منتشر می کرد.
در آن شب، محمّد صلی الله علیه و آله وسلم بر سریری می نشست
که عرش نبوّت بود. او در آن جغرافیای زمین، راه تاریخ را می گشود
و چراغ خورشید را می آویخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد.
در سال روز مبعث هنوز هم شکوه آن خاطره
جام زیستن مان را سرشار می کند
و شکوفه های شادی را در دلمان شکوفا می سازد.

آبشار نور، جاری بود.
آسمان پولک های زیبایش را به رخ تماشاگران می کشید
و ماه بر چشم نظارگران جمالش رنگ نقره می پاشید.
عطر شفابخش بهار در فضا می پیچید
و امید زندگی در جان موجودات جهان می جوشید.
در آسمان نیلگون مکّه، دمادم ستاره می شکفت.
آن شب نبض کائنات از انتظاری مقدّس، می تپید
روح خسته و فرسوده عالم، انتظار پیشوایی را می کشید.
سخن از ترسیم سیمای آفتاب بود و صورتگرْ، کردگار جهان.
در آن شب، باغبان آفرینش، بهترین گل هستی را برگزید
تا دنیا را سرمست عطر جانبخش آن سازد.
بعد از آن بارانی از طراوت بارید و خاک بوی افلاک گرفت.
دل ها وسعت یافت و چشم ها چشمه سار سرور شد
و عشق و ایمان شفاف تر شد.
روز مبعث، روز رویش اندیشه ناب، روز مهر و آیینه و مهتاب
را بر همه شیفتگان آفتاب، شادباش می گوییم.

از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک

نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است …
مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند …
احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

سلام ما به تو ای معنی حدیثِ علق
ای انتهای غروب و ای ابتدای فلق

گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی
در این شب پر فیض تو خواهی ثمراتی
باید که به کوری دو چشمان حسودان
بر احمد و آلش بفرستی صلواتی

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک


